تار شدن عکس

از دوربین خوب و لنز گران‌قیمتی استفاده می‌کنم، اما عکس‌های من چندان شفاف نیستند و از وضوح (شارپنس) آن‌ها راضی نیستم. آیا لنز یا دوربین من ایرادی دارد؟

به نظر من ایراد در شفافیت یک عکس، معمولا به تکنیک عکاس مربوط می‌شود. مهم‌ترین عامل در این موضوع، نبود ثبات دوربین در هنگام عکاسی و استفاده نکردن از سه پایه، خصوصا در زمانی‌ است که سرعت شاتر پایین باشد. برای اینکه از سلامت لنز و دوربین اطمینان حاصل کنیم، روشی تجربی را به شما پیشنهاد می‌کنم. دوربین را در محلی ثابت و بدون حرکت، مثل روی میز یا سه پایه قرار دهید. سپس سوژه‌ای با جزئیات فراوان مقابل دوربین بگذارید و آن‌ را طوری تنظیم کنید که با سرعت شاتر ۱۰ ثانیه، تصویری با روشنایی مناسب ثبت کند. بعد از گرفتن عکس، آن را به کامپیوتر منتقل کنید و روی تصویر زوم کنید تا جزئیات بهتر دیده شوند. اگر در این حالت هم کیفیت تصویر راضی کننده نیست و شما لنزی دارید که مبلغ زیادی برای آن پرداخته‌اید، باید لنز را به نمایندگی فروش یا مرکز تعمیرات تخصصی تجهیزات عکاسی بفرستید.

فراموش نکنید، هنگامی که بدون سه‌پایه عکاسی می‌کنید، سرعت شاتر بالاتر از ۱/۶۰ ثانیه و درست گرفتن دوربین با کمترین تنش، تأثیر زیادی بر وضوح تصویر خواهد داشت.

ترفند تركيب بندي در عكاسي

ترکیب‌بندی

اصطلاح ترکیب‌بندی تنها به عکاسی مربوط نمی‌شود، بلکه در سایر هنرها مانند موسیقی، نقاشی و ادبیات هم کاربرد دارد.

ترکیب‌بندی یکی از مواردی است که حتی بدون در اختیار داشتن دوربین هم می‌توانید آن را فرا بگیرید. البته در دنیای امروز، بیشتر مردم دوربین و یا یک گوشی هوشمند در اختیار دارند که همین موضوع، دانستن موارد اشاره‌ شده را ضروری جلوه می‌دهد.

یک ترکیب‌بندی خوب، آن است که محیط و یا اشیاء و همچنین المان‌های دیگر را به نحوی در کادر تصویر بگنجاند که نگاه مخاطب را به سوژه اصلی جلب کند.

البته برای عکاسی خوب، قوانین زیادی درباره ترکیب‌بندی وجود دارد که باید بدانید. هر چند هنر، قانون نمی‌طلبد اما دانستن تجربیات، امری ضروری است.

قانون یک‌سوم

به عبارت ساده قانون یک‌سوم به این صورت تعریف می‌شود: در ترکیب‌بندی کادر را از دو سمت عمودی و افقی به سه قسمت تقسیم کنیم. و سپس سوژه اصلی را در یکی از نقاط تلاقی این خطوط قرار دهیم.

به‌عنوان‌مثال اگر قصد عکاسی از طبیعت را دارید، می‌توانید آسمان و زمین را با قانون یک‌سوم از هم جدا نمایید و درنهایت سوژه اصلی را (در تصویر زیر غروب خورشید سوژه اصلی است) در قسمت موردعلاقه‌تان قرار دهید.

این مورد حتی با دوربین گوشی‌های هوشمند هم قابل‌ استفاده است اما قطعاً دوربین‌های حرفه‌ای DSLR و بدون آینه، تصویر جذاب‌تری را می‌سازند.

تقارن در ترکیب‌بندی

اگر موقعیت برای قانون یک‌سوم مهیا نیست، به سراغ قانون تقارن بروید. تقارن در ترکیب‌بندی یکی از بهترین روش‌ها است.

برای این کار ابتدا سوژه اصلی را در مرکز تصویر قرار دهید. جهت تابش نور باید توجه مخاطب را به مرکز جلب کند. باید سعی کنید خطوط، صاف و قرینه باشند. البته برای تقارن خوب، نیاز به دقت زیادی دارید.

با اینکه در این روش، خط تقارن عمودی دقیقاً در مرکز تصویر قرار دارد، اما افرادی که دید و تجربه بهتری دارند سعی بر این خواهند داشت که خطوط افقی هم بر روی خطوط یک‌سوم قرار گیرند و از هر دو قانون، به شکل بهینه استفاده نمایند.

خطوط راهنما

گاهی لازم است تا نگاه بیننده را به سمت سوژه خود متوجه سازید. یکی از راه‌های آن، استفاده از خطوط راهنماست. می‌توان از خطوط راهنما در ترکیب با قوانین یک‌سوم و تقارن، به بهترین شکل استفاده کرد.

این قانون چه در چهره‌نگاری و چه در عکاسی از مناظر طبیعی کاربرد دارد.

در عکاسی از چهره، این خطوط کمی ظریف‌تر بوده و در عکاسی از طبیعت، جنبه عملکردی بیشتری پیدا می‌کند.

فوکوس انتخابی

این مورد، به نوع دوربین شما بستگی دارد و به‌سختی در گوشی‌های هوشمند قابل‌ استفاده است. به‌ هر حال در گوشی هوشمند، باید به سوژه نزدیک‌تر شوید (به‌عنوان‌مثال عکاسی ماکرو توسط دوربین گوشی هوشمند).

اما در دوربین‌های حرفه‌ای DSLR، این کار آسان‌تر است و به‌ راحتی می‌توانید قسمت مات (blure) و واضح عکس را مشخص کنید. این کار، به جلب‌ توجه بیننده به سمت سوژه فوکوس شده کمک می‌کند.

باید توجه کنید که المان‌های خارج از فوکوس، باید منظم و جذاب بوده و در عین‌ حال حواس بیننده را پرت نکند. گاهی اوقات برای عکاسی از چهره، لازم است در قاب‌بندی تصویر، تجدید نظر کنید.

نور

نور مهم‌ترین فاکتور در عکاسی است. اگر نوری جود نداشته باشد، تصویری هم وجود نخواهد داشت. با این‌ حال، کیفیت و موقعیت تابش نور، بسیار مهم است.

هدف اصلی استفاده از نور، ایجاد عمق در تصویر است که می‌تواند جذابیت تصویر را بالا ببرد.

زاویه دید

بیشتر اوقات برای عکاسی چهره، باید از تابش مستقیم نور جلوگیری کنید و سعی در تابش نور به‌ صورت زاویه‌دار داشته باشید. به همین دلیل، عکاسان حرفه‌ای، از عکاسی در نیمروز خودداری می‌کنند.

در نیمروز، آفتاب درست در بالای سر قرار داشته و باعث ایجاد سایه‌های ناخوشایند می‌شود. حتی در عکاسی از طبیعت هم، تابش مستقیم نور باعث از بین رفتن عمق تصویر و شلوغ و نامرتب جلوه نمودن عکس می‌شود.

بهترین روش برای تنظیم نور، روش «رامبراند» است. در این حالت، نور به‌صورت 45 درجه بر روی گونه شخص تنظیم می‌شود. دستیابی به این روش آسان است چراکه تنها به یک منبع نوری نیازمند بوده و معمولاً تصویر جذابی را پدید می‌آورد.

پخش نور

درک ما از عمق تصویر، ایجاد سایه توسط نور است.

در تصاویر دو بعدی، برای بهبود عمق، باید حیله‌های بیشتری به‌ کار ببندید. نور شدید در تصاویر دو بعدی، حالتی شبیه به نقاشی به تصویر می‌دهد و تصویر را به تصاویر کتاب‌های کامیک شبیه می‌سازد.

با اینکه این موضوع چندان هم بد نیست اما در تصاویر پرتره، نور ملایم‌تر، عمق بیشتری به تصویر داده و باعث طبیعی‌تر جلوه کردن آن می‌شود.

همان‌طور که می‌دانید، دمای رنگ یکی از خواص نور مرئی است و بر حسب کلوین (K) اندازه‌گیری می‌شود. منابع نوری مختلف، دمای رنگ متفاوتی دارند. باید توجه داشته باشید که در صورت تنظیم نادرست تعادل رنگ سفید (White Balance)، ممکن است تصویر ثبت‌ شده، به سمت رنگ‌های آبی، نارنجی و یا سبز تمایل پیدا کند.




نگه داشتن دوربین در نور کم

همانطور که می دانیدوقتیکه نور کافی نیست و فلاش جوابگو نیست، نویز تصویر دیجیتالی که با یک دوربین دیجیتال گرفته می شود،  زیاد شود. در این حالت چون لنز دوربین مدت بیشتری باز می ماند لرزشهای دست شما می تواند باعث تار شدن و کاهش کیفیت عکس شما شود. در این شرایط با رعایت نکات ساده ای می توانید عکسهای بهتری بگیرید.

ــ یاد بگیرید دوربین را ثابت تر از گذشته در دست بگیرید و سعی کنید از لنز برای زوم اپتیکال استفاده نکنید.

ــ برای اینکه دوربین را بدون حرکت نگه دارید. ته دوربین را بر روی کف دست چپ خود نگه دارید و انگشتان خود را در جلوی دوربین و دور لنز قرار دهید. کف دست شما به عنوان سکو و پایه دوربین است و هیچ فاصله ای نباید بین ته دوربین و کف دست شما قرار داشته باشد.

ممکن است مشکل به نظر بیاید ولی با کمی تمرین متوجه می شوید که بهترین روش است.

ــ یک نفس عمیق بکشید و اجازه دهید نصف هوای دم خارج شود.

ــ پاهای شما باید به اندازه عرض شانه باز شوند.

ــ اگر به اندازه کافی وقت دارید دوربین را بر روی سه پایه قرار داده و از حالت تأخیری آن استفاده کنید.

اطااعات بیشتر برای اینکه در نور کم عکس بگیرید.

دست راست شما که سمت راست دوربین را می گیرد، جهت دوربین را مشخص می کند و کنترل حرکت بدنه دوربین را در دست دارد.

دوربین را در برابر چشمانتان قرار دهید. آرنجتان را بوسیله پهلوی خود ثابت نگه دارید. دوربین را به سمت عقب بکشید به گونه ای که پیشانی شما  دوربین را لمس کند.

زمانیکه آماده اید عکس بگیرید یک نفس بکشید نصف هوا را بیرون دهید و بقیه را در سینه حبس کنید. در این لحظه بدن بیشترین تکانی که می خورد به سمت جلو و عقب است سعی کنید آنرا کنترل کنید.

 

اکنون شما آماده هستید. از همه انگشتان دست را استفاده کنید و به دوربین و دکمه آن فشار وارد کنید البته به آرامی. با چند بار تمرین مهارت شما زیاد می شود. پس در روشنایی روز سعی کنید این تمرینات را انجام دهید تا در نور کم بدرد شما بخورد


 

نور‌پردازی اسپلیت

نور‌پردازی اسپلیت دقیقاً‌‌ همان چیزی ست که نام آن اشاره می‌کند .

این نور‌پردازی چهره را دقیقاً به دو نیمهٔ مساوی تقسیم می‌کند به صورتی که یک طرف در نور و سمت دیگر در سایه باشد. این نوع نور‌پردازی غالباً برای خلق تصاویر جذاب و دراماتیک از افراد از قبیل پرتره‌ای از یک موزیسین یا یک هنرمند استفاده می‌شود. نور‌پردازی اسپلیت بیشتر یک الگوی مردانه است در نتیجه معمولاً برای آقایان در مقایسه با بانوان مناسب‌تر و قابل اجرا‌تر است. با این حال به خاطر داشته باشید، هیچ قانون مطلقی در این مورد وجود ندارد، بنابراین پیشنهاد می‌کنم از مطالبی که اینجا ذکر می‌شود به عنوان یک نقطهٔ آغاز یا راهنما استفاده کنید. بنابراین تا زمانی که آن را بیاموزید و بتوانید حتی در خواب هم از آن بهره بجویید، سعی کنید هر جا مطمئن نیستید به اصول اولیه پایبند بمانید

برای حصول الگوی نور‌پردازی اسپلیت به سادگی منبع نور را با زاویهٔ ۹۰درجه در سمت چپ یا راست موضوع قرار دهید، حتی ممکن است منبع نور اندکی پشت سر موضوع قرار بگیرد. مکانی که نور را در ارتباط با موضوع قرار می‌دهید، به چهرهٔ شخص بستگی خواهد داشت. دقت کنید که نور چگونه روی چهرهٔ موضوع می‌افتد و بر این اساس آن را تنظیم کنید. در نور‌پردازی اسپلیت صحیح، سمت نور نخوردهٔ چهره (سمتی که در سایه فرو رفته)، نور را تنها در داخل چشم به دست می‌آورد. اگر با کمی چرخش بیشتر صورت شخص، نور روی گونه می‌افتد، ممکن است چهرهٔ شخص برای نور‌پردازی اسپلیت ایده آل نباشد

 توجه: هر الگوی نور‌پردازی می‌تواند روی هر نمایی از چهره که هر دو گوش را نشان می‌دهد، یا ۴/۳ چهره (سه رخ)، یا حتی نیمرخخلق شود. تنها بدانید که منبع نور می‌بایست چهره را دنبال کند تا الگوی نور‌پردازی، ثابت باقی بماند. اگر موضوع سرش را چرخاند، الگو تغییر خواهد کرد. بنابراین می‌توانید آن را به سود خود استفاده کنید و به آسانی الگو را به کمک موضوع تنظیم کنید، مثلاً از وی بخواهید سرش را کمی بچرخاند.


 

مقیاس در عکاسی ( پرسپکتیو )

تمامی عناصر بصری می توانند تاثیر یکدیگر را تعدیل کنند و تغییر دهند. "اندازه ی شکل ها نسبت به یکدیگر را مقیاس می گویند "عنصری کوچک به نظر نمی رسد مگر آن که در مجاورت عنصر بزرگتری قرار گرفته باشد و میزان کوچکی آن بستگی به مقیاس آن با شکل های دیگردارد. مثلا حروفی که ممکن است روی پوستری کوچک به نظر برسند پشت جلد یک کتاب بسیار بزرگ جلوه می کنند. یکی از مهم ترین عواملی  که درتعیین مقیاس دخیل است اندازه های بدن انسان است.

بُعد سوم
نشان دادن بعد سوم در بسیاری از آثار بصری متکی بر ایجاد نوعی خطای باصره است. کلیه تصاویر دو بعدی مانند تصاویر تلویزیونی، نقاشی، طراحی، عکاسی و فیلم بُعد سوم را به طور مصنوعی و تلویحا القا می کنند. بهترین شیوه ی القای بعد سوم فن پرسپکتیو و همراه با آن چندین فن نظیر سایه زدن است که بر مبنای نحوه ی توزیع نور و سایه قرار گرفته است.

در فن عکاسی، پرسپکتیو عنصر غالب است. عدسی دوربین عکاسی بسیاری از کیفیات چشم را داراست، از جمله القای مجازی بعد سوم، ولی چشم آدمی دارای میدان دیدی به مراتب وسیع تر از عدسی دوربین عکاسی ست.

میدان دید دوربین عکاسی (Scope of field) تغییر پذیر است، این کار را با استفاده از عدسی هایی با فواصل کانونی مختلف انجام می دهند ولی دوربین عکاسی بدون عمل تحریف نمی تواند از حیث میدان دید با چشم انسان رقابت کند.

عدسی هایی که برای وسیع تر کردن میدان دید ساخته شده اند، نمای منظره را به حد قابل توجهی از حال طبیعی خارج می کنند، به طوری که تصویر مناظر به نظر محدب یا مقعر می رسند.

ساختار عدسی های تله فوتو به نحوی است که چشم انسان قادر به دیدن به آن شکل نیست. چون با محدود تر شدن میدان دید در این عدسی ها به نظر می آید که فاصله ی موضوع با ناظر کمتر می شود.

و هم چنین لنز های ماکرو در بین این گونه از لنز هاست که با استفاده از آن ها می توان تصاویری دقیق تر از اجزای کوچک بدست آورد و تصاویری زیبا خلق کرد.

در حقیقت سوژه یا منظره بزرگ تر و نزدیک تر از آنچه که هست به نظر می رسد.

عدسی های زاویه باز یا واید انگل. میدان دید را وسیع تر می کنند و اگر از نوعی استفاده کنیم که میدان دیدی معادل میدان دید چشم انسان داشته باشد، سوژه به حد زیادی از لحاظ پرسپکتیو مسخ می شود.

ژرف نمایی-پرسپکتیو
دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم سه بعدی است ولی ابزاری که هنرمند به کار می گیرد، به ویژه آن دسته از هنرمندانی که با طراحی، نقاشی و هنرهای چاپی و ارتباطات بصری از جمله عکاسی سرو کار دارند، دو بعدی (عدم وجود عمق یا ارتفاع) است.

اغلب هنرمندان هنرهای تجسمی در غرب به ویژه از اواخر سده چهاردهم تلاش نموده اند، تا با بهره گیری از روش های علمی گوناگون، به سطح دو بعدی کاغذ، بوم و یا تصویر جلوه ای سه بعدی ببخشند.

با این تدبیر تلاش شد تا ماهیت طبیعی فضایی که روی آن طراحی و یا ایجاد تصویر می نمودند نفی گردد و فضایی کاذب از محیط مصنئع و طبیعت اطراف در آن ایجاد شود.

پرسپکتیو از واژه لاتینی perspectiva گرفته شده است و نخستین بار توسط Boethius به هنگام ترجمه رساله "علم نور و بصر" ارسطو به کار گرفته شد. در دوره رنسانس پرسپکتیو معنی "دیدن از ورای صفحه ای شفاف" را به خود گرفت. دیدن از ورای صفحه ای شفاف، تکرار همان مفهوم فضا از ورای یک پنجره رنسانس بود که این بار به صورت علمی و هندسی مطرح می شد، بدین گونه که مدل را در مقابل چهارچوبی که شیشه در آن قرار داشت، می نشاندند و سپس با نصب کاغذ نازکی روی شیشه، با نقطه چین موضوع را به روی سطح دو بعدی منتقل می کردند.

انواع پرسپکتیو

1-
مقامی) بدین صورت که هنرمند با توجه به شخصیت سوژه و یا اهمیت موضوع فضای بیشتری برای آن در نظر گرفته است و ترکیب مورد نظر را بر اساس آن شکل داده، که ساده ترین نوع ژرف نمایی است در نقاشی های قهوه خانه ای ایران در شمایل مذهبی همواره پیکره امامان معصوم بزرگتر و تنومند تر از سایر افراد ترسیم شده است.

2-پرسپکتیو با شدت بخشی به کنتراست) بسیاری ار هنرمندان با ایجاد اختلاف در میزان شدت تاریکی یا نور در سطح دو بعدی عمق و فضا ایجاد کرده اند، تراکم تاریکی در پلان اول موجب می شود که شبکیه چشم دریافت بیشتری از جسم، به نسبت دیگر اجزا کند و بدین ترتیب عمقی کاذب در سطح القا گردد.

3-اختلاف رنگ) دید انسان نسبت به طیف های رنگی خالص و شفاف حساسیت بیشتری نشان می دهد و این دسته از رنگ ها تاثیر بلاواسطه ای روی شبکیه چشم دارند، بر عکس به هر میزان از خلوص رنگ کاسته شود و یا مثلا با سفید و یا لایه های خاکستری ممزوج گردد، روی شبکیه چشم کمتر تاثیر می گذارند

 

4- ژرف نمایی با بهره گیری از صراحت و ابهام) صراحت و ابهام در سطح دوبعدی می تواند ایجاد عمق نماید بدین معنی که هر قدر شی و یا موضوع در تصویر دارای صراحت باشد، جلوتر به نظر می آید و به عوض چنانچه از صراحت شکل کاسته شود، دورتر به نظر خواهد آمد.


 

زیر مجموعه ها

اینستاگرام ما را دنبال کنید

استودیو فیلم و عکس شوکا با مجوز رسمی به شماره 307 از اتحادیه عکاسان و فیلمبرداران استان کرمانشاه 

آدرس : کرمانشاه سیمتری دوم چهار راه چاله چاله ساختمان دکتر اکبری طبقه دوم

تلفن و فکس : 38356022

تلفن تماس : 3295 131 0918  -  7395 928 0918

هر گونه کپی و نشر بدون مجوز از سایت ممنوع و پیگرد قانونی دارد

 
Top of Page