جینا لولوبریجیدا

او در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ یکی از برجسته‌ترین بازیگران زن در اروپا به‌شمار می‌رفت. او امروزه به‌عنوان یک فعال حقوق شهروندی شناخته می‌شود که به‌ویژه در بنیاد ملی ایتالیایی آمریکایی (NIAF) فعالیت دارد.

او در سال ۱۹۲۷ در سوبیاکو زاده شد. او در نوجوانی به یادگیری مجسمه‌سازی و نقاشی پرداخت و در جوانی مدتی مدل بود. او نخستین بار نقش‌آفرینی در یک فیلم را در سال ۱۹۴۶ تجربه کرد و اولین نقش مهم‌اش را در سال ۱۹۵۰ در فیلم میس ایتالیا ایفا کرد.[۱] او سه بار نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب شده بود که یک بار در سال ۱۹۶۱ بعنوان ستاره محبوب جهان برنده آن شد.

دهه ۱۹۶۰
او در اواخر دهه ۱۹۷۰ فعالیت موفقیت‌آمیز خود را به‌عنوان یک عکاس خبری آغاز کرد. او از مشاهیری همچون پل نیومن، سالوادور دالی، دیوید کسیدی و تیم ملی فوتبال آلمان عکس گرفت و نیز موفق به فراهم نمودن یک گفتگوی اختصاصی دسته اول با فیدل کاسترو شد. لولوبریجیدا در سال ۱۹۷۳ مجموعه‌ای از آثار عکاسی خود با نام ایتالیا میا (Italia Mia) منتشر کرد.

 

او در سال ۱۹۹۹ تلاشی ناموفق برای کسب یکی از کرسی‌های ایتالیا در پارلمان اروپا داشت. او از سوی حزب چپ میانه دموکرات‌های ایتالیا در این انتخابات نامزد شده بود.


 

برنیس ابوت

دستاوردهای برنیس ابوت در دنیای عکاسی فراوان و منحصر به فرد هستند. ابوت نقش بسزایی در هنر پرتره، عکاسی مستند و علم عکاسی دارد و همچنین قریب به چهل سال از عمر خود را صرف جمع‌آوری، حفظ و بهبود آثار اوژِن آتژه نمود. ابوت نه تنها یک عکاس بلکه مدرس، مخترع و نظریه پرداز مهمی در عکاسی به شمار می رفت. برنیس ابوت اصرار داشت که عکاسی چشم انداز قرن بیستم را شکل داده و تصویر تا حد زیادی جای کلام را به عنوان یک وسیله‌ی ارتباطی گرفته است. او به قدرت عکاسی در ثبت جهان مدرن ایمان داشت و باور داشت که عکاسی نوع جدیدی از نگریستن به حقایق نو را میسر می‌کند.
ابوت پیش از ثبت نام در دانشگاه ایالت اوهایو در سال 1917 دوران جوانی‌اش را در کلمبوس و کلیولند گذراند. او که نتواسنت بیش از یک سال حضور در کالج را تحمل کند، به نیویورک نقل مکان کرد. زمانی که آنجا بود با جونا بارنس (شاعر)، مالکولم کولی (نویسنده) و کنت برک (نویسنده) همخانه بود. گرچه زندگی در کنار این فرهیختگان برایش خوشایند بود اما زود نسبت به آمریکا بی‌علاقه شد و در سال 1921 راهی پاریس شد.

در طول دو سال اقامتش در پاریس با وجود اینکه کسب و کار ثابتی نداشت به مطالعه‌ی مجسمه‌سازی و نقاشی پرداخت. در 1923 با مَن رِی هنرمند آمریکایی تبار دادایست که دنبال دستیار عکاسی می گشت آشنا شد. تحت راهنمایی من ری، ابوت با اتاق تاریک آشنا شد اما به اصرار خودش چیزی از فنون عکاسی را نیاموخت. در سال 1924 که تعطیلات خود را در آمستردام می گذراند نخستین عکس‌های خود را ثبت کرد و تعلق خاطر او به این رسانه بلافاصله عیان گردید. ابوت به خاطر عکس هایش از پاریس شهرت بسزایی به دست آورد. چیزی نگذشت که بین دو عکاس جدایی تلخی به وقوع پیوست. پگی گوگنهایم که دوست‌دار هنر بود با نادیده گرفتن من ری از ابوت درخواست گرفتن عکس پرتره کرد و این مسئله باعث ناراحتی من ری شد. هرچند که این رابطه پایان بدی داشت ابوت بعدها اظهار کرد که من ری «کل زندگی من را تغییر داد، او تنها کسی بود که من در تمام عمرم برایش کار کردم {....} او دوست خوب و عکاس برجسته ای بود».

پیشرفت ابوت در 1926 شروع شد یعنی زمانی که او اولین نمایشگاه انفرادی خود را برگزار کرد و استودیوی شخصی‌اش را راه اندازی کرد. در آن سال ها او برای مجله‌ی وگ کار می‌کرد و مشتریانش هنرمندان و نویسندگانی برجسته بودند. کسانی چون ژان کوکتو ، مکس ارنست ، آندره ژید ، جیمز جویس . سیلویا بیچ در اظهارنظری این طور می گوید که «اگر برنیس ابوت عکاس پرتره‌ات شود این بدین معناست که تو شخص مهمی هستی.» ابوت که از قالب های پذیرفته شده در عکاسی پرتره روی گردان بود بیشتر دنبال تجسم واقعی سوژه‌ها بود تا اغراق و عاشقانه جلوه دادن آن ها. به گفته‌ی خودش «یک پرتره ممکن است تاثیرگذارترین نور پردازی را داشته باشد و به لحاظ فنی هم هیچ نقصی نداشته باشد اما اگر کیفیت‌های اصلی بیانی را نداشته باشد و حالت بخصوصی را در سوژه نشان ندهد ممکن است نتواند شرایط یک سند (که هر عکسی باید دارای آن باشد) و یا اثر هنری را داشته باشد. شخصاٌ به دنبال ارزش‌های روانشناختی یا همان کلاسیسیم ساده‌ در پرتره می‌گردم

در 1929 ابوت برای یک ملاقات کوتاه به نیویورک بازگشت و شهر قدیمی‌اش را کاملا متحول شده یافت او تحت تاثیر تغییر سریع شهر قرار گرفت و تصمیم گرفت که به اروپا بازنگردد کارهایش را در پاریس به اتمام رساند و دست به آغاز یکی از بلندپروازانه ترین پروژه های عکاسی قرن بیستم زد: به تصویر کشیدن کامل و دقیق چهره‌ی مدرن و در حال تغییر نیویورک. همانطور که در سال 1932 به آن اشاره کرد، او در جست و جوی نمایش تقابل «کهنه و نو و پیش درآمد جسورانه‌ای از آینده» بود. او با آگاهی از مقیاس و اهمیت ضروری مدرنتیه‌ی شکوفا و شهرسازی نیویورک به دنبال تبلور این «قالب دائمی» بود.

نخستین عکس های ابوت از نیویورک در نمایشگاه اسناد معماری در می 1930 به نمایش درآمد اما تا 5 سال بعد قادر به تامین بودجه از هیچ کدام از منابع اداری و خصوصی که به آن‌ها مراجعه می کرد نشد. در خلال این زمان ابوت درآمد خود را از راه همکاری با مجلاتی نظیر فورچن و ونیتی ‌فر تامین می‌کرد. در سال 1934 دانشکده‌ی جدید مطالعات اجتماعی به او شغلی در زمینه‌ی تدریس عکاسی پیشنهاد داد. در ابتدا قراردادی یک ساله بست اما اطلاع نداشت که این کار منبع اصلی درآمد او در 24 سال آینده خواهد بود. اولین نمایشگاه اصلی عکس‌های ابوت از نیویورک در 1934 برپا شد این نمایشگاه که در موزه‌ی شهر نیویورک برگزار گردید اهمیت پروژه‌ی نیویورک ابوت را بیش از پیش نشان داد و کمک شایانی به درخواست موقت بودجه گذاری کرد.
در 1935 ابوت درخواست سرمایه گذاری برای پروژه‌ی هنرهای فدرال (FAP) داد. در بخشی از نامه‌ی درخواست او آمده است «عکاسی از نیویورک به معنای تلاش برای ثبت روح این کلان شهر در امولسیون حساس و ظریف عکاسی ست و در عین حال که به حقیقت تغییر، ضرب آهنگ شتابان، خیابان‌های پر از ازدحام ایمان داریم، گذشته راه خود را به زور در امروز باز می‌کند. دغدغه مان نمایش تغییرات جزئی معماری نیست، می‌دانیم که ساختمان های سال 1935 همه چیز را تحت شعاع قرار داده‌اند، هدف نمایش تلفیقی است از آسمان خراش در پس زمینه ‌ای از عمارت‌های کوچک‌تر که پیش از آن‌ها ساخته شده اند {.....} این که امروز باید از آن‌ها تصویر برداشت مهم است و نه فردا چراکه فردا ممکن است شاهد آن باشیم که بسیاری از این یادگارهای مهم و مهیج قرن 18 نیویورک از بین بروند تا جا برای ساختمان های غول پیکر جدید باز شوند

در سپتامبر 1935 پروژه‌ی او که عنوان جدید «نیویورک در حال تحول» نام داشت بود مورد تایید FAP قرار گرفت ابوت به عنوان مسئول پروژه انتخاب شد و بودجه‌ای مشخص و کادر کوچکی در اختیار او قرار گرفت. پروژه‌ی نیویورک در حال تحول به زودی به موفقیت دست یافت و عکس‌های پروژه در مجله‌های یو اس کمرا، پاپیولار فتوگرافی و کرونت چاپ شد. مجله‌های نیویورک تایمز و لایف هر دو گزارش ویژه‌ای از کار این پروژه تهیه کردند. در دسامبر 1937 موزه‌ی شهر نیویورک نمایشگاه بسیار موفق دیگری برگزار کرد. این در حالی بود که دسامبر 1938 ابوت آخرین پروژه‌ی عکاسی خود را در حالی آغاز کرد که به مقام دستار مسئول پروژه تنزل یافته بود. در اگوست 1939 او هیچ کادری در اختیار نداشت وقتی پیشنهاد داد که از نمایشگاه جهانی 1939 عکاسی کند به او گفته شد که تنها به عنوان عضو کادر عکاسی می تواند در لیست حقوق بگیران FAP باقی بماند. ابوت که استقلال را بر استخدام ترجیح داده بود از FAP استعفا داد.

در 1939 ابوت یادداشتی برای خود تهیه کرد که شالوده‌ی آن چیزی را تشکیل داد که دورنمای بخش اعظم بیست سال آینده‌ی حرفه‌ی عکاسی او را شکل می‌داد. اساسا او اعتقاد داشت «ما در جهانی زندگی می‌کنیم که ساخته‌ی علم است و عکاسی می‌تواند رابطی باشد (به عنوان مفسر آشنا) بین علم و عوام تا بتواند تاثیر و کنترل دانش بر کارکرد روزانه‌ی افراد را به تصویر بکشد و توضیح دهد

در نتیجه ابوت عکاسی علمی را آزمایش کرد و در سال 1944 او ویراستار عکس‌های مجله‌ی علوم مصور شد. اگرچه او دو سال بعد آن مجله را ترک کرد اما به پدیده‌ی عکاسی علمی ادامه داد و کتاب درسی زیست شناسی دبیرستان سال 1948 آمریکا شامل بسیاری از کارهای او است. عکاسی علمی به او برای توسعه‌ی تجهیزات جدید روش‌ها و تکنیک‌های نورپردازی الهام داد. در سال 1947 خانه‌ی عکاسی را برای توسعه و ترویج اختراعاتش ثبت کرد. این شرکت که اغلب با مشکلات مالی مواجه بود تا سال 1958 دوام آورد و ابوت در این مدت 4 اختراع دیگر ثبت کرد.

ابوت عکاسی علمی اش را در دهه ی 1950 ادامه داد اما شهرت و ثروتش رو به افول رفت تا سال 1957 که با پرتاب موشک روسی Sputnik موجی از گرایش به علم کشور را فراگرفت. ابوت بار دیگر در قله بود چرا که از طرف مرکز مطالعات علم فیزیک خدمات آموزشی (PSSCES) به منظور تهیه عکس‌های جدید برای کتاب‌های دبیرستان به کار دعوت شد. عکس‌های علمی او در بسیاری از مجلات ملی و بین المللی منتشر شد و نمایشگاه آثار علمی او در سرتاسر کشور برگزار شد. ابوت در سال 1960 در برنامه‌ای تلویزیونی به نام نگاه دوربین به علم شرکت کرد و موسسه‌ی اسمیتسونیان تمامی آثار علمی او را آرشیو کرد. بعد از اتمام کتاب مشهور فیزیک دبیرستان (1960) ابوت (PSSCES)را ترک کرد. بعد از آن او با ایوانز جی ولنز در سه کتاب دیگر در سال 1960 همکاری کرد.

ابوت همیشه می گفت که باید بین دو شغل تعادل ایجاد کنم. شغل خودش و شغل اوژِن آتژه. ابوت در سال 1925 با عکاسی آتژه آشنا شد و متعاقبا با عکاس پیر رابطه‌ی دوستانه‌ای برقرار کرد. همانطور که بعدا نوشت: عکس‌های آتژه عکاسی را برای من به شکل اعجاز در آورد تاثیر آن‌ها ناگهانی و فوق العاده بود. با مرگ آتژه در سال 1927 ابوت به کلیه‌ی آرشیوهای او دست پیدا کرد و شروع به معرفی آثار وی کرد و در مراجعتش به آمریکا ترتیبی داد تا آثار این عکاس فرانسوی در کنار کارهای خودش به نمایش در آید و نزدیک به چهل سال به نوعی کیوریتور و نماینده‌ی آتژه به حساب می‌آمد. او سپس این کلکسیون را به موزه ی هنرهای مدرن در سال 1968 فروخت. علاوه برآن ابوت از کارهای عکاسان متعددی حمایت کرد او حامی آثار متیو بردلی ، ویلیام جکسون ، دروتا لانگ و تیموتی او سالیوان بود. در سال 1939 وی با ترتیب دادن نمایشگاهی از آثار لوییس هاین در موزه‌ی ریورساید در نیویورک به شناخته شدن این هنرمند کمک کرد.

ابوت در طول زندگی خود دست به نگارش متونی در خصوص ماهیت و عمل عکاسی زد. بخش زیادی از تفکر او را می توان از طریق اعتراض دایمی او به کارها و تاثیر آلفرد استیگلیتز شناخت. ابوت در سال 1929 با استیگلیتز ملاقات کرد و او را خودپسند و پرمدعا یافت. ابوت برخلاف استیگلیتز که نوگرا بود بر این باور بود که در وسایل ابزارها و معماری دیوانه‌وار ما شعری جاریست و این که عکاسی باید به تعهدات شهروندی ما جامه‌ عمل بپوشاند: یک عکس باید در بالاترین سطح هنر و کیفیت ارائه شود، اما وقتی جدی به آن فکر می کنیم پی می بریم که عکس باید در ارتباط مستقیم با جهانی باشد که در آن زندگی می کنیم. ابوت برخلاف استیگلیتز و پیروانش در گالری مهم "291" هیچ ارتباطی بین عکاسی و نقاشی قائل نبود: «اگر یک رسانه با ماهیت یک تصویر واقعگرا از لنز شکل می‌گیرد دلیلی نمی ‌بینم این همه تلاش کنیم تا این ویژگی را از بین ب‌بریم. در حالی که ما باید این ویژگی را باور کنیم از آن بهره ببریم و تاجای ممکن به تفحص در خصوص آن بپردازیم

او تن به استفاده از خصوصیت آوانگارد تصاویر نداد و هم چنان محتوای رئالیست و مستند را برتر می دانست. او اعتقاد داشت عکاسی باید به سمت بیان مستند حرکت بکند. عکاسی با گرایشی یه سمت واقعی و تاریخی، نه مصنوعی، عکاسی باید ثبت بکند نه تصور بسازد. عکس های ابوت بازتاب فلسفه‌ی او بود. او هفتاد سال تلاش کرد تا ماهیت متغیر زندگی روزمره را به قاب تصویر بکشاند. در خلال این کار او به نگرشی نوگرا و زیبایی شناختی از رئالیسم دست یافت که نمایانگر تصویر آمریکا، رسانه عکاسی و جوهره قرن بیستم بود.

 

نوشته: ریچارد هاو(Richard Haw)

 


 

Books!
اینستاگرام ما را دنبال کنید

استودیو فیلم و عکس شوکا با مجوز رسمی به شماره 307 از اتحادیه عکاسان و فیلمبرداران استان کرمانشاه 

آدرس : کرمانشاه سیمتری دوم چهار راه چاله چاله ساختمان دکتر اکبری طبقه دوم

تلفن و فکس : 38356022

تلفن تماس : 3295 131 0918  -  7395 928 0918

هر گونه کپی و نشر بدون مجوز از سایت ممنوع و پیگرد قانونی دارد

 
Top of Page